۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

ام القرای اسلام یا قبرستان صفویت؟!..

 حمید رضا آهنگر ـ اصفهان
ویژۀ سنی نیوز: انتخاب آقای خاتمی در سال 1376 می‫توانست مایه پند و اندرزی باشد برای سران ولایت فقیه تا کمی از غرورشان شکسته شود، و دریابند در این مملکت غیر از آنها نیز انسان وجود دارد!
آخوندهای مست شهوت و زر و زور گمان می‫برند ملت ایران مشتی ـ با عرض معذرت ـ گاو و گوسفندند و آنها که از خمیره‫ای دیگر سرشته شده‫اند، و با امام زمان هم در خفا ساخت و باختهایی دارند باید بر کول ملت تا ابد سوار شوند!
انتخابات گذشته و میلاد جنبش مردمی سبز سیلی محکمی بود زیر گوش حاکمیت، ولی باز هم فایده‫ای نداشت. این حاکمیت آنچنان مست قدرت است که عصای موسی را توان بیدار کردن او از خواب سنگین غفلت نیست، و تنها راه خلاص غرق شدن او و سربازان جان به کفش در اقیانوس خروشان است.
امواج حرکت مردمی در کشورهای تونس، مصر فرعونها را غرق نمود. و در کشورهایی چون لیبی و یمن و اردن و سوریه نیز حرکت جوشان مردمی با دولتمردان شاخ بشاخ است و به یاری خداوند بزودی نتیجه خواهد داد.
در حقیقت این انقلابهای مردمی برای دست یافتن به لقمه نانی، و یا حل برخی از مشکلات عمیق جامعه چون بیکاری و فقر نیست!
بطور نمونه کشور تونس از درصد بالای اقتصادی برخورداد بود! این انقلابها ثمره‫ای است از آگاهی ملتها و شعورشان به ضایع شدن کرامت و آزادی وانسانیت آنها.
این انقلابها تنها حاکمیت مستبد را زیر چشم نگرفته، بلکه هدف رهایی از این منظومه استعماری حاکم بر جهان است.
جهان غرب پیام را بدرستی درک کرده است، و بهمین جهت مصالح خویش در منطقه را در خطر می‫بیند و تمام تلاش خود را در حفظ نظامهای فعلی بخرج می‫دهد. با انقلاب تونس و مصر و لیبی و یمن بکلی مخالف بود، وقتی احساس کرد جنبش مردمی در حال قدرت یافتن است سعی کرد با سیاست "نه کباب بسوزد نه سیخ" به میدان آید. و چون خطر جدی شد عصا را از وسط گرفت و به دست نشانده‫هایش اشاره کرد تا به مردم وعده‫ها دهند. رشوه‫های سیاسی به شکل شعارات اصلاح‫گرا و کمکهای مالی و تغییرات جزئی در برنامه سیاسی مستبدان مطرح شد. باز چون دیکتاتور سقوط کرد وزیر خارجه آمریکا اولین کسی بود که خورجین خود را بر کولش نهاده به تونس و مصر رسید تا خود شیرنی کرده مصالح استعماری خود را حفظ نماید.
غرب و آمریکا با جنبش‫های مردمی جهان عرب با احتیاط برخورد می‫کنند تا تجربه تلخ انقلاب 1357 ایران برایشان تکرار نشود که با حمایت از طاغوت باعث شدند نظام ولایت فقیه از دامن آنها فرار کرده خودش را در آغوش بلوک شرق؛ چین و روسیه بیندازد!
جالب اینجاست که در سخنان مسئولین نظام برای ثابت کردن زحمات حاکم دیکتاتور از رساندن برق به روستاها، و از اسفالت جاده‫ها و آب رسانی به مناطق دور دست بسیار گفته می‫شود که این خود دلالت بر سذاجت حاکمان ولایت فقیه دارد. اینها تا حالا درک نکرده‫اند که کرامت ملتها و عزت و شرافت آنها با خدمتهای عمومی سنجیده نمی‫شود.
پس از بیش از سه دهه انقلاب دزدیده شده مردم می‫خواهد به ملت برگردد و کابوس سقوط خواب از چشمان حاکمیت ربوده است.
امام زمان خیالی که اداره مملکت را در دست گرفته در مقابل شکست اقتصادی و انهیار بافتهای ثبات اجتماعی و فقر و فحشا و فرار عقلها بکلی مانده است!
حکومت مذهبی صفوی که اساسش بر پایه دروغ مقدس ـ تقیه ـ و شهوت مقدس ـ صیغه ـ بناشده به آخر خط رسیده است کشور ما نیاز به یک نظام ملی دارد که در سایه آن همه ملت ایران برابر و برادروار زندگی کنند.
در سایه نظام تشیع با اندیشه‫های خرفاتی:
1)    تمامی معانی تربیت اسلامی و مفاهیم انسان دوستانه از متن جامعه در حال ریزش است. جامعه امروز ایران آخوند را به عنوان رمز؛ جنایت، رشوه خواری، تقلب، دروغ، دزدی و چپاول، سوء استفاده از موقعیتهای اداری و کانون مذهبی، و نمادی از استبداد و دیکتاتوریت و خون آشامی و شهوت پرستی می‫شناسد.
در کشور 75 ملیونی ما دادگستری و نظام قضایی بکلی بی‫معناست! ارتش ملی ضایع شده تا جایش را کتیبه‫ها و گروهکهای نظامی با افکار پوسیده مذهبی و خون آشام صفویت بگیرد که مصالح فردیشان با مصلحت آخوند گره خورده است و نه میهن برایشان معنا دارد و نه ملت!
2)    همه ارزشهای اخلاقی در کالبد ریاء و خودنمایی تجلی می‫کند.
از رهبر معتاد انقلاب گرفته تا نماینده او در آخرین روستای مرزی بلوچستان و آذربایجان ( همان روستای عنبران که خبرش را در سنی نیوز آمده را نمونه بگیرد
از عباء و عمامه و ریش و پشم گرفته تا تسبیح چینی با دانه‫های سنگی پرسر و صدای آن و سایر ادا و اشکالها و ادعاهای ایمانداری و تقوا و پرهیزکاری، و با مهر نماز بر پیشانی که اثری است از باذنجان داغ در روستا و اثر سنگ پا در شهرها..
البته نباید غافل شد که همه این سران مملکت به برکت مدارک تقلبی از سطح سواد بسیار بالا، و دکتری در تخصصاتی هستند که زبانشان هنوز نمی‫تواند نام تخصص را درست تلفظ کند.
کشور به اصطلاح اسلامی ما (!) به برکت نظام صفویت و صیغه و شهوت پرستی آخوند کوی سبقت در بیماری ایدز را از کشورهای بی‫بند و بار غربی ربوده است!
البته یادمان نرود که اسلام دین عفت و پاکدامنی است. و بیماری ایدز در جامعه‫های مسلمان معنا ندارد! به عبارت واضحتر بی‫محابا می‫توان گفت که در کشور ما اسلامی وجود ندارد، آنچه است تحریف اسلام است و دوشیدن مردم مسلمان و شیفته اسلام با نام شعارهای اسلامی!
3)    پس از سه دهه حکومت که تمامی کانالهای اطلاع رسانی و ساختاری فکر و اخلاق و فرهنگ جامعه را در دست داشته هنوز شعارات پوچ و توخالی، و قصه‫های خرافاتی مذهبی مایه ارتزاق آخوند رسانه‫های ملی است!
هر روز فاطمه سیلی می‫خورد و سینه‫اش شکسته می‫شود و بچه‫اش سقط می‫کند، و علی دلدل سوار و فاتح خیبر از ترس و وحشت نای حرکت ندارد! و هر روز مهدی خیالی موعود مردم را سر کار می‫گذارد و در جمکرانها و قبرها جیبهایشان را خالی می‫کند و مجبورشان می‫کند به سر و سینه و صورت خود سیلی بزنند و داد زنند "مهدی بیا.. مهدی بیا".. و از آمدن خبری نیست!
و عقل آخوند است که قیچی بدست گرفته سر چهار راهها می‫ایستد تا پگل موهای دخترهایی که از زیر روسریشان بیرون زده را قطع کند!
این است ثمره 32 سال نظام ولایت فقیه بر ملتی که امروز می‫توانست رهبری جهان را در دست داشته باشد!
انقلاب ما به شعار "ام القرا"یی بودن جهان نرسید هیچ، قبرستانی شد برای دفن جسد پوسیده و بو گرفته تشیع صفوی. گویا این خواست خدا بود تا ملت ایران اولا از اوهام خرافات نجات یابند سپس انقلاب دزدیده شده به صاحبان اصلیش یعنی مردم برگردد!

هیچ نظری موجود نیست: