۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

امیدوارم بتوانم راهی که شهید حاجی دوست داشت بر علیه این دشمن نامرد و بی غیرت بکار بگیرم

بسم الله الرحمن الرحيم
دل من برای از دست دادن این عزیز بسیار بغضی آتشین گرفته و امیر حاج عبدالمالک بلوچ شهید شد و ما را یتیم کرد و آنان که او را ندیده اند شاید نتوانند درک بکنند که چه گوهری را مردم بلوچ و مسلمانان جهان از دست داده اند اما از سویی هم خوشحالم که دیگر اسیر نامردان نیست و به قول خود ایشان افسوس که دشمن ما نامرد است و می فرمود دشمن آدم اگر مرد باشد این خودش نعمتی است ، و به همین دلیل با اینکه زود ما را در این دنیای پرفتنه رها کرد و تنها گذاشت از او دلگیرم ولی باز به فرموده خودش که ورد زبان شیرینش بود : قدر الله و ما شا فعل ، به قضا و قدر الهی راضیم و راضیم که دیگر اسیر دشمن نامرد نیست و بغضم را در سینه کنترل می کنم تا این بغضم به خوبی متبلور شود و بتوانم در راهی که شهید حاجی دوست داشت بر علیه این دشمن نامرد و بی غیرت بکار بگیرم و از الله می خواهم فقط برای همین منظور من را زنده نگه دارد تا به مدد و نصرت الهی بتوانم بغضم را به بهترین راه تسلی بدهم . و یقین دارم الله خون تو را بی پاسخ نخواهد گذاشت و دیگر صفویان شیطان روزی خوش نخواهند داشت و مردم تو انشاالله به سعادتی که تو برایشان در سر داشتی و مجاهدت و مبارزه می کردی را به دست خواهند آورد.
حاجی جان شهادتت مبارک و راهت بیش از پیش مستدام و فروزانتر باد انشاالله.
خواهر كوچك شما دختربلوچستان

هیچ نظری موجود نیست: